معنی جغتای
6 بازدید
[ جُ غَ ] (اِخ) نام یکی از پسران چنگیز مغول است که در خراسان و ماوراءالنهر حکومت داشت. رجوع به فهرست اعلام جهانگشای جوینی و تاریخ گزیده و حبیب السیر و تاریخ مغول شود.[ جُ غَ ] (اِخ) ناحیهٔ فرمانروائی جغتای پسر چنگیز و خاندان او در ماوراءالنهر: «... و بهادری و ضرب شمشیرش [ ابابکر میرزا نبیرهٔ امیرتیمور ] در میان مردم جغتای اشتهار تمام دارد.» (مجالس النفائس ص ۱۲۴).[ جُ غَ ] (اِخ) یکی از بخشهای پنجگانهٔ شهرستان سبزوار است که از شمال به اسفراین و از خاور به دهستان طبس و حکم آباد شهرستان نیشابور و از جنوب به کوه جغتای و میسور و اندقان و از باختر به دهستان جاجرم و بخش عباس شهرستان شاهرود محدود است. سه دهستان از این بخش بنام نقاب، آزادوار و خسروشیر در جلگهٔ جوین و دو دهستان کهنه و براکوه در شمال کوههای اندقان واقع شده و هوای آنها سردسیر است. آبادی هائی که در جلگه واقع شده است از قنات و دهکده های کوهستانی از چشمه و رودخانه مشروب میشود. این بخش دارای ۹۷ آبادی بزرگ و کوچک است که مجموع نفوس آنها در حدود ۳۴۱۶۶ نفر می باشد. مرکز بخش جغتای در دهستان کهنهٔ جنوب کوه جغتای می باشد و از راه شوسهٔ تهران مشهد در حدود سلطان آباد راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جُ غَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکزی بخش جغتای و دهستان کهنهٔ شهرستان سبزوار است در ۱۷۵هزارگزی شمال باختری و ۱۲۷هزارگزی باختر شوسهٔ عمومی تهران مشهد. کوهستانی و سردسیر است. ۱۲۵۷ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه و قنات و محصول آن غلات و ابریشم و بنشن و زیره و شغل اهالی زراعت و گله داری و کسب و تجارت و صنایع دستی زنان قالیچه بافی و چادرشب بافی و کرباس بافی است. ادارات: بخشداری، دارائی، آمار، ثبت اسناد، پست. در حدود سی باب دکاکین مختلفه و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جُ غَ ] (اِخ) (کوه ...) کوهی است در جنوب بخش جغتای یکی از بخشهای شهرستان سبزوار.
کلمات همقافیه با «جغتای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر