معنی جغاله
4 بازدید
[ جَ لَ / لِ ] (اِ) گروهی از مرغان. (صحاح الفرس). جوقی بود از مرغان. (اسدی). فوجی از مرغان. (برهان). خیل مرغان. (آنندراج) (انجمن آرا). گلهٔ مرغان. سِرب. جوق. جوقه : ز مرغ و آهو رانم به جویبار و به دشت از این جغاله جغاله وزان قطارقطار.عنصری. آمد تازان ز هند مرغ بهاری روی نهاده به ما جغاله جغاله.ناصرخسرو. || هر میوهٔ نارس. چغاله. (برهان).[ جَ لَ / لِ ] (اِ) گروهی از مرغان. (صحاح الفرس). جوقی بود از مرغان. (اسدی). فوجی از مرغان. (برهان). خیل مرغان. (آنندراج) (انجمن آرا). گلهٔ مرغان. سِرب. جوق. جوقه : ز مرغ و آهو رانم به جویبار و به دشت از این جغاله جغاله وزان قطارقطار.عنصری. آمد تازان ز هند مرغ بهاری روی نهاده به ما جغاله جغاله.ناصرخسرو. || هر میوهٔ نارس. چغاله. (برهان).
کلمات همقافیه با «جغاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر