معنی جغازه
4 بازدید
[ جَ زَ / زِ ] (اِ) بیخ جغش و آن تره یی است که در بهار پیش از همهٔ سبزیها بروید. (برهان). رجوع به جغش و جغشت شود. || نان ارزن. || سرخی که زنان بر روی مالند. (برهان). غازه. سرخاب. گلگونه. غلغونه. رجوع به سرخاب شود. || ناف حیوانات. خصوصاً ناف اسب و شتر و گاو و گوسفند. (برهان).[ جَ زَ ] (اِخ) قریه ای است از قرای هرات. (برهان).
کلمات همقافیه با «جغازه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر