معنی جعونه
5 بازدید
[ جُ نَ ] (ع ص) مرد کوتاه فربه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (اِ) از نامهای مردان است. (منتهی الارب).[ جُ نَ ] (اِخ) به روایتی قاتل حنظلةبن ابی عامر راهب انصاری صحابی در غزوهٔ احد بوده است. رجوع به حبیب السیر چ تهران ص ۱۲۱ و نیز رجوع به غسیل الملائکه در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «جعونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر