معنی جعم
6 بازدید
[ جَ / جَ عَ ] (ع مص) ریختن همهٔ دندان های شتر از پیری. || بی اشتها شدن به طعام. (منتهی الارب). || آرزومند گشتن شتر شور گیاه را. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی) (منتهی الارب). || طمع کردن. (تاج المصادر بیهقی) (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || سخت آرزومند گشتن بسیارخوار گوشت را. || (اِمص) درشتی کلام با فراخی حلق. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ جَ ] (ع مص) پوزبند بر دهن شتر کردن تا از چریدن و گزیدن بازماند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ جَ عِ ] (ع ص) بی اشتها به طعام. کسی که میل و اشتها به غذا ندارد. (منتهی الارب).[ ] (ع ص) معجوم. لاغر. || مبتلا به بیماری جرب. (دزی).
کلمات همقافیه با «جعم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عم» برای سرودن شعر