معنی جعلی
6 بازدید
[ جَ ] (ص نسبی) چیز تقلبی را گویند که مثل چیز اصلی ساخته باشد. (غیاث اللغات) (آنندراج). چیزی که مصنوعی و ساختگی باشد مانند چیز اصلی. (ناظم الاطباء). ساختگی دروغین. غیر اصلی. نااصل. برساخته. صناعی. - خبر جعلی؛ خبری که حقیقت نداشته باشد و دروغ بود. (ناظم الاطباء). - مصدر جعلی؛ مصدر صناعی. مصدر ساختگی. آن است که کلمه در اصل مصدر نباشد، بلکه به آخر اسم فارسی یا بیگانه (مستعمل فارسی) نشانهٔ مصدری یدن - ـاندن - ـانیدن درآورند. مانند: فهمیدن، بلعیدن، طلبیدن، رقصیدن، تلگرافیدن، تپاندن، غارتیدن، جنگیدن، قاپیدن، شلیدن و جز آن. همچنین لغاتی را که از اضافه شدن یک اسم با «یّت» درست شده باشد مصدر جعلی یا صناعی نامند، مانند: ایرانیت، انسانیت، آدمیت و جز آن.[ جُ عَ ] (اِخ) نسبت است به بنی جعل و لقب حیی الخولانی است که از ابی ذر روایت کرده و پسرش سعید از او روایت کرده است. (الانساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «جعلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر