معنی جعفر نقدی
6 بازدید
[ جَ فَ رِ نَ ] (اِخ) قاضی شیعه در بغداد بود که درسال ۱۲۹۳ هـ . ق. در «العمارة» متولد شد و پدرش او را پس از دوران کودکی برای کسب دانش به نجف اشرف فرستاد و او در آنجا در نزد فاضلان و دانشوران بزرگ به کسب انواع علوم پرداخت و آخرین کسانی که در نزدشان به کسب علم اشتغال ورزید، دو آیت اللََّه طباطبائی و خراسانی بودند. وی همچنین در محضر درس علامه شیخ احمد کاشف الغطاء هم حضور می یافت و در سال ۱۳۳۳ هـ . ق. بنا به درخواست مردم «العمارة» و تکلیف استادش علامه طباطبائی به آن شهر بازگشت و در آنجا به ثبت علوم دینی و اخلاق اسلامی و نشر مطالبی در فضل و ادب پرداخت. از مشهورترین آثار وی در «العمارة» مسجدی است که در سال ۱۳۳۸ هـ . ق. بنا نهاد و امروز به نام «مسجد شیخ جعفر» معروف است در همین سال حکومت وی را بعنوان نایب جعفری شهر «العمارة» برگزید و در سال ۱۳۴۰ هـ . ق. این نیابت لغو گردید و جعفر به سمت قاضی شرعی مردم «العمارة» اعم از اهل تسنن و تشیع گماشته شد. سپس به عنوان قاضی جعفری پایتخت عراق (بغداد) مأموریت یافت. آنگاه عضو مجلس تمییز شرعی جعفری شد و تا پایان عمر در این سمت باقی ماند. جعفر در فنون گوناگون تألیفات فراوان دارد و بیشتر آنها تا کنون به صورت نسخه های خطی باقی مانده و تنها برخی بچاپ رسیده است همچنین در مجلات و جرائد عراقی و مصری و سوری مقالاتی با امضاء صریح یا مستعار از او به چاپ رسیده است. منظومهٔ «عقدالدر» (در علم حساب) چاپ سنگی تهران ۱۳۲۲ هـ . ق. از جمله آثار اوست. (معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «جعفر نقدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر