معنی جعفر جن
6 بازدید
[ جَ فَ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش خشت شهرستان کازرون در چهارهزارگزی شمال کنارتخته و کنار راه شوسهٔ کازرون به بوشهر. دامنه و گرمسیر است و سکنهٔ آن ۲۵۶ تن اند. آب آن از چشمه و رودخانهٔ شاپور و محصول آن غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «جعفر جن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر