معنی جعفرآباد

معنی جعفرآباد

9 بازدید
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند در ۵۸هزارگزی جنوب خاوری قاین و ۴هزارگزی خاور راه شوسهٔ عمومی قاین به بیرجند. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۲۰۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و چغندر است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان لب کویر بخش بجستان شهرستان گناباد در ۱۸هزارگزی شمال خاور بجستان سر راه مالرو عمومی مرندیز به بجستان. دامنه و گرمسیر است سکنهٔ آن ۹۷ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات، ارزن و زیره است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حلوان بخش طبس شهرستان فردوس در ۷۸هزارگزی شمال باختری طبس. جلگه و گرمسیر است و سکنهٔ آن ۱۸ نفرند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رستاق بخش اشکدز شهرستان یزد در ۱۷هزارگزی شمال باختر اشکدز و ۷هزارگزی جنوب باختری راه شوسهٔ یزد. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۲۸۶ تن زردتشتی مذهب و فارسی زبانند.آب آن از قنات و محصول آن شلغم، چغندر و غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کیار بخش بروجن شهرستان شهرکرد در ۳۶هزارگزی باختر بروجن و سه هزارگزی راه شلمزار به شهرکرد و بروجن. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۲۶۷ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات و حبوبات است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کرون بخش نجف آباد شهرستان اصفهان در ۳۶هزارگزی باختر نجف آباد کنار راه شوسهٔ نجف آباد به دامنه. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۲۰۹ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و بادام و سیب و زردآلو و حبوبات و انگور و گردو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ماربین بخش سدهٔ شهرستان اصفهان در ۶هزارگزی خاور سده و سه هزارگزی باختر راه شوسهٔ اصفهان به تهران. جلگه و معتدل و سکنهٔ آن ۱۲۴ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصولات آن صیفی و غلات و پنبه و تنباکو و میوه های گوناگون است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ شهرستان شهرضا در ۶هزارگزی شمال شهرضا و ۱۵۰۰گزی خاور راه شوسهٔ شهرضا به اصفهان. جلگه یی معتدل است و سکنهٔ آن ۶۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ جَ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان آیدغمش بخش فلاورجان شهرستان اصفهان در ۳۸هزارگزی جنوب باختری فلاورجان و سه هزارگزی شمال راه بیستگان به گردنه سرخ. ساحل زاینده رود و معتدل است و سکنهٔ آن ۵۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از زاینده رود و محصول آن غلات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰)
[ جَ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش حومهٔ شهرستان نائین در پانزده هزارگزی شمال باختر نائین و پنج هزارگزی راه مالرو سپرو به نائین. کوهستانی و معتدل است و سکنهٔ آن ۲۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است جزو بخش شهرستان تهران در دوهزارگزی شمال تجریش بر سر راه شوسهٔ دربند و متصل به تجریش و سعدآباد. هوای آن سردسیر است و سکنهٔ آن ۵۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و رودخانهٔ دربند و محصولات آن غلات و پنبه و بن شن و انواع میوه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است در مرکز بخش جعفرآباد شهرستان ساوه در جنوب باختری ساوه. در جلگه واقع شده و آب و هوای آن معتدل است و سکنهٔ آن ۲۳۳ تن شیعی مذهب و ترکی و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و بنشن و پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد و قشلاق گروهی از طایفهٔ شاهسون بغدادی در آنجاست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از بخش زرند شهرستان ساوه در هفت هزارگزی شمال باختر ساوه و ۵هزارگزی راه عمومی. هوای آن معتدل است و سکنهٔ آن ۶۹ تن شیعی مذهب و ترکی زبانند. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و پنبه و چغندرقند و شغل اهالی گله داری و جاجیم بافی و زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهکده ای است از بخش حومهٔ شهرستان ساوه در ۲۴هزارگزی خاور ساوه. سکنهٔ آن ۳۴ تن از ایل شاهسونند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گله زن بخش خمین کمرهٔ شهرستان محلات در ۱۲هزارگزی خاور خمین و ۳هزارگزی راه شوسهٔ خمین به دلیجان. این ده در جلگه واقع شده و آب و هوای آن معتدل است و سکنهٔ آن ۳۷۱ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و رودخانه و محصولات آن غلات و بنشن و پنبه و چغندر قند و انگور و میوه های سردسیری و شغل اهالی زراعت و قالی بافی و کرباس بافی است. راه فرعی و مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش کوچصفهان شهرستان رشت در ۸هزارگزی باختر کوچصفهان بر سر راه شوسهٔ کوچصفهان به رشت. این ده در جلگه واقع شده و آب و هوای آن معتدل و مرطوب است و سکنهٔ آن ۶۳۳ تن شیعی مذهب و گیلکی و فارسی زبانند.آب آن از خمام رود (از سفیدرود) و محصول آن برنج و ابریشم وصیفی و شغل اهالی زراعت و مکاری است. در حدود ۲۰ باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آشتیان بخش طرخواران شهرستان اراک در ۲۰هزارگزی جنوب خاور طرخواران و ۱۲هزارگزی راه مالرو عمومی. کوهستانی و سردسیر است و سکنهٔ آن ۲۵۵ تن فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و بنشن و انگور و میوه های دیگر و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است کوچک از دهستان بزچلو بخش وفس شهرستان اراک در ۱۱هزارگزی جنوب کمیجان. سکنهٔ آن ۳۹ تن و راه آن مالرو است و از طریق اسفندان با اتومبیل هم میتوان رفت. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ملک بخش مرکزی شهرستان گرگان در ۲۴هزارگزی خاور گرگان. این ده در دشت واقع شده و آب و هوای آن معتدل و مرطوب است و سکنهٔ آن ۲۳۵ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و رودخانه حشم و محصول آن برنج و غلات و لبنیات و توتون سیگار و شغل اهالی زراعت و گله داری و بافتن پارچه های ابریشمی و کرباس است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زیر استاق بخش مرکزی شهرستان شاهرود در ۹هزارگزی جنوب شاهرود و ۶هزارگزی جنوب راه شوسهٔ شاهرود به دامغان. جلگه یی است معتدل و سکنهٔ آن ۱۰۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات شاهرود و محصول آن غلات و پنبه و انواع میوه هاست. راه آن مالرو است و از طریق رویان اتومبیل بسختی میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دامن کوه بخش حومهٔ شهرستان دامغان در ۱۸هزارگزی خاور دامغان و ۳هزارگزی جنوب راه شوسهٔ دامغان به شاهرود. جلگه یی و معتدل است و سکنهٔ آن ۹۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و حبوبات و پنبه و انگور و پسته و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است. راه فرعی به شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان در ۹هزارگزی جنوب خاوری کاشان و ۳هزارگزی راه شوسهٔ کاشان به نطنز در کنار راه آهن. جلگه یی و معتدل است و سکنهٔ آن ۷۵ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند آب آن از قنات و محصول و آن غلات و میوه های صیفی و انار و انجیر و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خار و طوران بخش بیارجمند شهرستان شاهرود در ۱۰۹هزارگزی جنوب خاوری بیار و ۹۰هزارگزی جنوب راه شوسهٔ شاهرود به سبزوار. این ده در دشت شنزار واقع شده و آب و هوای آن معتدل خنک است و سکنهٔ آن ۵۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه و تنباکو و فرآورده های شیر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قریم بخش دودانگهٔ شهرستان ساری در ۶هزارگزی خاور کهنه ده. این ده در دشت واقع شده و آب و هوای آن معتدل و مرطوب است و سکنهٔ آن ۵۰ تن شیعی مذهب و مازندرانی و فارسی زبانند. آب آن از شیرین رود و محصول آن برنج و غلات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خورش رستم بخش شاهرود شهرستان هروآباد در ۲۵هزارگزی جنوب خاوری هشجین و ۴۳هزارگزی راه شوسهٔ هروآباد به ارومیه. کوهستانی و معتدل است و سکنهٔ آن ۵۲۴ تن سنی مذهب و کردی زبانند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد و محل سکنای ایل اواوغلی در آنجاست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اواوغلی بخش حومهٔ شهرستان خوی در ۲۸هزارگزی شمال خاوری خوی و ۱۷هزارگزی خاور راه شوسهٔ ماکو به خوی. کوهستانی و معتدل است و سکنهٔ آن ۲۷۹تن شیعی مذهب و ترکی زبانند. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه در ۹۵۰۰ گزی باختر راه ارابه رو میاندوآب به بناب. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۱۸۳ تن شیعی مذهب و ترکی زبانند. آب آن از زرینه رود و محصول آن غلات و چغندر و شغل اهالی زراعت و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه در ۱۴هزارگزی باختر میانه و ۷هزارگزی راه شوسهٔ تبریز به میانه. کوهستانی و معتدل است و سکنهٔ آن ۸۳ تن شیعی مذهب و ترکی زبانند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه در ۲۹هزارگزی شمال باختری قره آغاج و ۸ هزارگزی جنوب راه شوسهٔ مراغه به میانه. کوهستانی و معتدل است و سکنهٔ آن ۶۵ تن شیعی مذهب و ترکی زبانند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و نخود و شغل اهالی زراعت و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر در ۲۶هزارگزی راه تبریز به اهر. کوهستانی و معتدل مایل به گرمی است و سکنهٔ آن ۹ تن شیعی مذهب و ترکی زبانند. آب آن از چشمه و محصول غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ جَ فَ ] (اِخ) (یا سلطان آباد) دهی است از دهستان دودانگهٔ بخش هوراند شهرستان اهر در ۱۰۵۰۰گزی شمال هوراند و ۲۸۵۰۰گزی راه شوسهٔ اهر به کلیبر. کوهستانی و معتدل است و سکنهٔ آن ۱۴۸ تن شیعی مذهب و ترکی زبانند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیاه منصور شهرستان بیجار در ۵۰هزارگزی جنوب باختری حسن آباد به سوگند و کنار راه عمومی بیجار به تکاب. کوهستانی و سردسیر است و سکنهٔ آن ۴۸۰ تن شیعی مذهب و کردی زبانند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و فرآورده های شیر و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالی و جاجیم بافی است. پاسگاه ژاندارمری دارد و خط تلفن و تلگراف بیجار به تکاب از کنار آن میگذرد. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان در ۲۷هزارگزی باختر قصبهٔ رزن و سه هزارگزی باختر دمق. جلگه و سردسیر است و سکنهٔ آن ۴۰۰ تن شیعی مذهب و ترکی زبانند. آب آن از چشمه و رودخانهٔ محلی و محصول آن غلات و انگور و حبوبات است. راه مالرو دارد. و تابستان از دمق اتومبیل هم میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پیرتاج شهرستان بیجار در ۵۲هزارگزی خاور بیجار و سه هزارگزی فتح آباد. کوهستانی و سردسیر است و سکنهٔ آن ۳۱۰ تن شیعی مذهب و ترکی زبانند. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات و انگور و فرآورده های شیر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میاندربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان در ۳۲هزارگزی شمال باختری کرمانشاه و ۶هزارگزی باختر راه شوسهٔ سنندج. دشت و سردسیر است و سکنهٔ آن ۳۸۰ تن شیعی مذهب و کردی و فارسی زبانند. آب آن از چاه و محصول آن غلات و حبوبات دیم و فرآورده های شیر است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فارسینج بخش اسدآباد شهرستان همدان در ۳۳هزارگزی جنوب باختری اسدآباد. کوهستانی و سردسیر است و سکنهٔ آن ۳۰۴ تن شیعی مذهب و کردی و فارسی زبانند. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و لبنیات و توتون و عسل است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان افشار اول بخش اسدآباد شهرستان همدان در ۲۳هزارگزی باختر اسدآباد و پنج هزارگزی شمال راه مالرو عمومی اسدآباد به سنقر. کوهستانی و سردسیر است و سکنهٔ آن ۲۹۶ تن شیعی مذهب و کردی و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و حبوبات و لبنیات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میش خاص بخش بدرهٔ شهرستان ایلام در ۲۲هزارگزی جنوب خاوری ایلام و ۶هزارگزی جنوب راه مالرو بدره به ایلام. کوهستانی و سردسیر است و سکنهٔ آن ۲۵۶ تن شیعی مذهب و کردی زبانند. آب آن از چشمهٔ هفت آب و محصول آن غلات و لبنیات و توتون است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قراتوره بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج در ۱۶هزارگزی شمال خاوری دیواندره و ۹هزارگزی خاور شوسهٔ دیواندره به سقز کوهستانی و سردسیر است و سکنهٔ آن ۲۶۰ تن سنی مذهب و کردی زبانند. آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و لبنیات و توتون است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروهٔ شهرستان سنندج در ۲۴هزارگزی جنوب تپه گل و ۹هزارگزی باختر راه شوسهٔ همدان به بیجار. کوهستانی و سردسیر است و سکنهٔ آن ۲۵۰ تن شیعی مذهب و ترکی زبانند. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات و حبوبات و مختصر انگور و لبنیات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان در ۱۴هزارگزی شمال خاوری کوزران در کنار رودخانهٔ زردآب. دشت و سردسیر است و سکنهٔ آن ۲۰۰ تن شیعی مذهب و کردی و فارسی زبانند. آب آن از سراب بوبور و محصول آن غلات و حبوبات دیم و کمی لبنیات و برنج و چغندر است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالا شهرستان نهاوند در ۱۱هزارگزی جنوب خاوری نهاوند و ۲هزارگزی جنوب خاوری نهاوند بملایر و بروجرد. جلگه و سردسیر است و سکنهٔ آن ۱۵۰تن شیعی مذهب و لری و فارسی زبانند. آب آن از رودخانهٔ گاماسیاب و محصول آن غلات و توتون و حبوبات و لبنیات و انگور است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سلگی شهرستان نهاوند در ۲۱هزارگزی باختر نهاوند و ۴هزارگزی جنوب رودخانه. جلگه و سردسیر است و محصول آن غلات و حبوبات و لبنیات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان برده سره بخش اشترینان شهرستان بروجرد در ۶ هزارگزی شمال باختری اشترینان به ظفرآباد. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۸۹۲ تن شیعی مذهب و لری و فارسی زبانند. آب آن از رودخانه و قنات و محصول آن غلات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد در ۳۹هزارگزی شمال باختری نورآباد و ۶هزارگزی باختر راه شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاه. تپه ماهور و سردسیر است و سکنهٔ آن ۱۸۰ تن شیعی مذهب و لری و فارسی زبانند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و پشم است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ جَ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سگوند بخش زاغهٔ شهرستان خرم آباد در ۱۵هزارگزی جنوب باختری زاغه و ۹هزارگزی راه شوسهٔ خرم آباد به بروجرد. سکنهٔ آن ۵۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیضا بخش اردکان شهرستان شیراز در ۵۲هزارگزی جنوب خاور اردکان و ۴هزارگزی راه شوسهٔ بیضا به زرقان. دامنه و معتدل است و سکنهٔ آن ۶۸۰ تن شیعی مذهب و فارسی و لری زبانند. آب آن از قنات و محصول آن چغندر و لوبیا و برنج است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان توابع ارسنجان بخش زرقان شهرستان شیراز در ۸۳هزارگزی خاور زرقان و ۲هزارگزی راه فرعی توابع ارسنجان به کربال و خفرک. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۱۷۲ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند.آب آن از قنات و محصول آن غلات و میوه های گوناگون و چغندر است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حسن آباد بخش مرکزی شهرستان آباده در ۵۲هزارگزی جنوب باختری اقلید کنار راه فرعی آسپاس به احمدآباد. جلگه و سردسیر است و سکنهٔ آن ۱۵۲ تن شیعی مذهب و فارسی و ترکی و لری زبانند. آب آن از قنات و محصول آن عدس و نخود و غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رستم بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون در پنج هزارگزی شمال باختری فهلیان و ۴هزارگزی راه شوسهٔ کازرون به بهبهان. دامنه و گرمسیر است و سکنهٔ آن ۱۰۰ تن شیعی مذهب و فارسی و لری زبانند. آب آن از رودخانهٔ فهلیان و چشمه است و محصول آن غلات و برنج و لوبیا است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز در ۶هزارگزی جنوب خاور شیراز. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۸۷ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند.آب آن از قنات و محصول آن غلات و چغندر و میوه های گوناگون است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نوبندگان بخش مرکزی شهرستان فسا در ۲۶هزارگزی جنوب خاوری فسا و چهارهزارگزی راه شوسهٔ فسا به داراب سکنهٔ آن ۵۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ جَ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان فسارود بخش داراب شهرستان فسا در ۳۰هزارگزی باختر داراب سکنهٔ آن ۲۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ جَ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان صفار بخش مرکزی شهرستان آباده در ۳۲هزارگزی شمال باختر آباده کنار راه شوسهٔ اصفهان به شیراز. سکنهٔ آن ۱۵تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ جَ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان و ۷هزارگزی شمال راه شوسهٔ رفسنجان به کرمان جلگه و سردسیر است و سکنهٔ آن ۴۴۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پسته و لبنیات است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان در ۳۷هزارگزی شمال باختری رفسنجان و کنار راه مالرو رفسنجان به بافق. جلگه و سردسیر است و سکنهٔ آن ۷۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پسته و پنبه است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سعیدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان در پنج هزارگزی شمال باختری سعیدآباد سر راه فرعی سعیدآباد به زیدآباد. جلگه و سردسیر است و سکنهٔ آن ۵۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و حبوبات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ جَ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم در ۳۵هزارگزی جنوب خاوری فهرج و ۲۵هزارگزی شمال راه فرعی بم به خاش. سکنهٔ آن ۴۳ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ جَ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان رودخانه بخش میناب شهرستان بندرعباس در ۱۰۰هزارگزی شمال میناب و ۲هزارگزی خاور راه مالرو وکلاشکرد به میناب. سکنهٔ آن ۴۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است کوچک از دهستان اسفندقه بخش ساردوئیهٔ شهرستان جیرفت در ۱۱۸هزارگزی جنوب ساردوئیه و یک هزارگزی جنوب راه فرعی جیرفت به بافت سکنهٔ آن ۱۷ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ جَ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان قلعه عسکر بخش مشیز شهرستان سیرجان در ۴۰هزارگزی جنوب خاوری مشیز سر راه مالرو قلعه عسکر به مشیز سکنهٔ آن پانزده تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ جَ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان در ۷۳هزارگزی شمال باختر راور و ۲۷هزارگزی شمال راه فرعی راور به کرمان. سکنهٔ آن دو خانوار است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ جَ فَ ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش حومهٔ شهرستان قوچان است. این دهستان در قسمت جنوب خاوری قوچان در اطراف راه شوسهٔ مشهد به قوچان واقع شده و از ۳۱ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل گردیده و جمعیت آن در حدود ۶۰۲۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش حومهٔ شهرستان قوچان است در ۱۰هزارگزی جنوب خاوری قوچان و یک هزارگزی جنوب راه شوسهٔ قدیمی مشهد به قوچان. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۱۰۲۳ تن شیعی مذهب و ترکی و کردی و فارسی و قوچانی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و سیب زمینی و انواع میوه هاست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) مرکز دهستان جعفرآباد و فاروج بخش حومهٔ شهرستان قوچان است در ۲۸هزارگزی شمال باختری قوچان سر راه شوسهٔ عمومی قوچان به شیروان. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۱۲۹۲ تن شیعی مذهب و ترکی و کردی و قوچانی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و انواع میوه هاست. راه آن مالرو است. دبستان و چند باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان عشق آباد بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور در پانزده هزارگزی خاور فدیشه. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۴۶ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند.آب آن از قنات و محصول آن غلات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان برکال بخش خلیل آباد شهرستان کاشمر در ۳۰هزارگزی جنوب خاوری خلیل آباد و ۴هزارگزی جنوب قهندیز، جلگه و گرمسیر است و سکنهٔ آن ۶۱۱ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات، منداب، زیره و میوه ها است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان درب قاضی بخش حومهٔ شهرستان نیشابور در ۱۸هزارگزی خاور نیشابور. جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۶۳ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سنخواست بخش اسفراین شهرستان بجنورد در ۶۰ هزارگزی باختر اسفراین سر راه مالرو عمومی میان آباد به جاجرم. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۹۴ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن و پنبه است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گیفان بخش حومهٔ شهرستان بجنورد در ۹۰هزارگزی شمال خاوری بجنورد و ۲۵هزارگزی خاور راه شوسهٔ عمومی بجنورد به حصارچه. کوهستانی و معتدل است و سکنهٔ آن ۴۳۴ تن شیعی مذهب و فارسی و ترکی زبانند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است کوچک از دهستان قصبه بخش حومهٔ شهرستان سبزوار در سه هزارگزی جنوب باختری سبزوار. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۲۰ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و زیره است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نقاب بخش جغتای شهرستان سبزوار در ۳۲هزارگزی شمال خاوری جغتای سر راه شوسهٔ عمومی. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۲۱۳ تن شیعی مذهب، ترکی و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و زیره است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نقاب بخش جغتای شهرستان سبزوار در ۳۲هزارگزی شمال خاوری جغتای سر راه شوسهٔ عمومی. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۲۱۳ تن شیعی مذهب، ترکی و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و زیره است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پائین ولایت بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه و سه هزارگزی جنوب راه شوسهٔ عمومی زاهدان. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۴۱۲ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه است. راه مالرو دارد و از قلعه نو می توان اتومبیل هم برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زاوه بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه در ۶۶هزارگزی خاور تربت حیدریه سر راه مالرو عمومی باخرز. دامنه و معتدل است و سکنهٔ آن ۴۴۲ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و بنشن است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش فریمان شهرستان مشهد در ۲۴هزارگزی شمال باختر فریمان. جلگه و معتدل است و سکنهٔ آن ۹۲ تن شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن چغندر و غلات است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «جعفرآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید