معنی جعد شدن
6 بازدید
[ جَ شُ دَ ] (مص مرکب) تجعد. (تاج المصادر بیهقی). مجعد گردیدن موی. دارای چین و شکنج شدن موی. - جعد شدن موی؛ تجعد. مجعد گردیدن موی.
کلمات همقافیه با «جعد شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر