معنی جعدگشای
5 بازدید
[ جَ گُ ] (نف مرکب) جعدگشاینده. بازکنندهٔ جعد. آن که جعد و گیسوی خود را بازکند و فرونهد: بر گرد نعش آن مه لشکر، بنات نعش صدره شکاف و جعدگشای اندرآمده. خاقانی.
کلمات همقافیه با «جعدگشای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر