معنی واژه جعدة
4 بازدید
[ جَ دَ ] (اِخ) ابن عبدالعزی از بطنی از بطون خزاعة است. (از عقد الفرید ج ۳ ص ۳۳۳).[ جَ دَ ] (اِخ) ابن کعب بن ربیعه. از بنی عامربن صعصعه، از عدنان جدی جاهلی است و نسبت بدو جعدی است. نابغهٔ جعدی از فرزندان وی بشمارست. (الاعلام زرکلی).[ جَ دَ ] (اِخ) ابن هبیرةبن ابی وهب القرشی المخزومی داماد علی بن ابی طالب (ع) و شوهر دختر وی ام الحسن است. وی در سال ۳۷ هـ . ق. از جانب علی (ع) به ولایت نیشابور فرستاده شد اما مردم آنجا او را نپذیرفتند و ناچار شد بازگردد ... او در جنگ صفین شرکت داشت و در یکی از روزها عتبةبن ابی سفیان را شکست داد. (حبیب السیر چ تهران ص ۱۸۴ و چ خیام ج ۱ ص ۵۴۷). رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ۲۹۳ شود.[ جَ دَ ] (اِخ) بنت الشعث بن قیس، زوجهٔ حضرت امام حسن مجتبی (ع) بود. معاویةبن ابی سفیان وی را تطمیع کرد که اگر به حضرت حسن زهر بنوشاند صدهزار درهم بدو خواهد داد و او را به حبالهٔ نکاح پسرش یزید درخواهد آورد. وی حضرت حسن را زهر داد و کشت اما معاویه به عهد خود وفا نکرد و به روایتی مال وعده داده شده را بدو داد اما او را به نکاح یزید درنیاورد. (از منتهی الآمال حاج شیخ عباس قمی ج ۱ ص ۱۶۸).[ جَ دَ ] (اِخ) (بنو...) قبیله یی است از اولاد جعدةبن کعب ربیعه. از آن قبیله است نابغهٔ جعدی. (منتهی الارب).