معنی واژه جعجعة
4 بازدید
[ جَ جَ عَ ] (ع اِ) بانگ آسیا. صدای آسیا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (المنجد) (تاج العروس). - امثال: اَسْمَعُ جَعْجَعَةً و لا اری طِحْناً؛ در حق بددلی گویند که بیم کند و بجنگ نپیوندد و نیز در حق بخیلی که وعده کند و ایفای آن ننماید. (تاج العروس) (المنجد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || آواز شتر کشتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || آواز شتران نر وقتی که فراهم آیند. (المنجد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (مص) بی آرام نشستن. (تاج العروس) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || خفتن شتر. || خوابانیدن شتر را. || حبس کردن کسی را. || تنگ گرفتن بر کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تنگ گرفتن بر بدهکار به مطالبه. (تاج العروس) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).