معنی جعة
7 بازدید
[ جَ عَ ] (ع اِ) بکنی جو. نبیذ جو. (منتهی الارب). بوزه و آب جو. (ناظم الاطباء). آب جو و آن شراب مسکری است که از جو سازند. نبیذالشعیر. فقاع. مزر. بیره.
کلمات همقافیه با «جعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر