معنی واژه جعبری
4 بازدید
[ جَ بَ ] (اِخ) ابراهیم از صلحای قرن ۷ هـ . ق. که بعضی احوال غریبه از وی منقول است و خندانیدن مردم در حال گریه و گریانیدن ایشان در حال خنده از خصایص او بود. وی بسال ۶۸۷ هـ . ق. در هشتادوهشت سالگی درگذشته است. (از ریحانة الادب ج ۱ ص ۲۶۷).[ جَ بَ ] (اِخ) برهان الدین بن عمربن ابراهیم بن خلیل خلیلی جعبری از افاضل علمای عامهٔ قرن هشتم هجری بشمار می آید که فقیه و قاری متقن و متفنن بوده و کنیه اش ابواسحاق و لقبش در بغداد تقی الدین و در دیگر جاها برهان الدین بوده و قرائتهای ده گانه را از بعضی فاضلان روزگار خود فراگرفت. در آغاز در دمشق ساکن بود و بعد به قدس خلیل رفت و چهل سال در آنجا اقامت کرد. تا در سال ۷۳۲ هـ . ق. در حدود هفتادودوسالگی درگذشت. وی تألیفات سودمندی داشته که از آن جمله است: تدمیث التذکیر فی التأنیث و التذکیر. و دیوان شعر و جز آن. (ریحانة الادب ج ۱ ص ۴۰۷).