معنی واژه جعالت
3 بازدید
[ جَ / جُ / جِ لَ ] (ع اِ) مزد. آنچه برای غازی مقرر کنند وقتی که از طرف احدی بمزد جنگ کند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مزدی که برای عامل عمل قرار دهند. (ناظم الاطباء). پای مزد. (زمخشری) (مهذب الاسماء). رجوع به حق القدم شود. || پاره. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رشوه. (ناظم الاطباء). ج، جعائل و جعالات.[ جِ لَ ] (ع اِ) جعال. دیگ گیره. دستمالی که دیگ را بدان فرود آرند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).