معنی جشیشة
5 بازدید
[ جَ شَ ] (ع اِ) کبیدهٔ گندم و مانند آن. (منتهی الارب). جشیش. رجوع به جشیش در همین لغت نامه شود. || بلغوروا. بلغوربا. آش بلغور. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «جشیشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر