معنی واژه جشه
3 بازدید
[ جَ شَ ] (هندی، اِ) نام یکی از اجزاء زمان است در تقسیمی که هندوان از ساعتهای روز به عمل آورده اند. (تحقیق ماللهند ص ۱۷۰). رجوع به جَشَک شود.[ جَ شْ شَ ] (اِ) پیمانهٔ روغن. (شرفنامهٔ منیری) (برهان قاطع).[ جَ شْ شَ / جُ شْ شَ ] (ع اِ) جماعتی از مردم که پیش آیند. || آواز درشت با غنه که در آن گرانی و گرفتگی باشد. || (اِمص) درشتی آواز. (منتهی الارب).[ جَ شْ شَ / شِ ] (اِ) آستین پیراهن و قبا و امثال آن. (برهان قاطع): چون جشه فشانی ای پسر در کویم خاک قدمت چو مشک در دیده زنم. رودکی.[ جَ شْ شَ ] (اِخ) ... بنت عبدالجباربن وائل از زنان محدث بوده و میمونه بنت حجر از او روایت کرده است. (تاج العروس).