معنی واژه جشنیان
3 بازدید
[ جِ ] (اِخ) قصبه و ضابطنشین بلوک رامجرد فارس است در چهار فرسخی شمال شیراز. (فارسنامهٔ ناصری). دهی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز واقع در ۸۷هزارگزی جنوب خاور اردکان کنار راه فرعی پل خان به کامفیروز. جلگه ای و معتدل است. سکنهٔ آن ۲۶۱ تن شیعه است. آب آن از رود کر و محصول آنجا برنج، چغندر و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده، در دوازده هزارگزی شمال باختر سوریان و ۴۸هزارگزی [ راه ] شوسهٔ شیراز به اصفهان واقع است. دامنه. سردسیر. سکنهٔ آن ۴۹۳ تن شیعه فارسی زبانند. آب آن از قنات و رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات، گردو و بادام. شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).