معنی واژه جشنآباد
4 بازدید
[ جَ ] (اِخ) قریه ای است از قرای درهٔ جزمن محالات خراسان واقع در پای کوه اللََّه اکبر، آبش از کوه جاری، اهلش گوسفنددار و زراعتشان دیم کاری است. (مرآت البلدان). دهی است از دهستان تکاب بخش نوخندان شهرستان دره گز واقع در چارهزارگزی جنوب خاوری نوخندان و سر راه مالرو عمومی چاپشلو. جلگه و گرمسیر است و سکنهٔ آن ۷۴۴ تن شیعه ترکی و کردی زبان است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و میوه جات و شغل اهالی زراعت و مالداری است و راه مالرو دارد. کلاته حاجی و کلاته محمدبک جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ ] (اِخ) قریه ای است از قرای درهٔ جزمن محالات خراسان واقع در پای کوه اللََّه اکبر، آبش از کوه جاری، اهلش گوسفنددار و زراعتشان دیم کاری است. (مرآت البلدان). دهی است از دهستان تکاب بخش نوخندان شهرستان دره گز واقع در چارهزارگزی جنوب خاوری نوخندان و سر راه مالرو عمومی چاپشلو. جلگه و گرمسیر است و سکنهٔ آن ۷۴۴ تن شیعه ترکی و کردی زبان است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و میوه جات و شغل اهالی زراعت و مالداری است و راه مالرو دارد. کلاته حاجی و کلاته محمدبک جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).