معنی واژه جسوع
3 بازدید
[ جُ ] (ع مص) بازایستادن از دهش. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغه). || برآوردن نشخوار به دهان. (منتهی الارب) (از متن اللغة). || بازایستادن از کلام. (از متن اللغه).