معنی واژه جسمی
5 بازدید
[ جِ ] (ص نسبی) مقابل روحی. آنچه به جسم نسبت دارد. جسمانی. آنکه از جسم باشد: عالم جسمی اگر از ملک اوست ملکی بس بیمزه و بی بقاست.ناصرخسرو .[ جَ ] (اِ) خارخسک را گویند و آن خاری باشد سه پهلو. (برهان) (آنندراج). خسک است. (فهرست مخزن الادویه) (تحفهٔ حکیم مؤمن). زوفا. حِسَل . در لغت سریانی نام گیاهی است که به آویشن (صعتر) ماند و نام دیگر آن حسل است. (یادداشت مؤلف از لکلرک).