معنی جسمانی

معنی واژه جسمانی

4 بازدید
[ جِ نی ی ] (ع ص نسبی) نسبت است به جسم. هر چیز که به جسم منسوب بود. مقابل روحانی. || در اصطلاح، آن چیزی باشد که در جسم حلول کند. (از کشاف اصطلاحات الفنون): ذات جسمانی او کز دم روحانی بود نه ز صلصال ز مشک هنر آمیخته اند. خاقانی. دل که بر او خطبهٔ سلطانی است اکدش جسمانی و روحانی است.نظامی. خوش آمد نیست سعدی را درین زندان جسمانی اگر تو یکدلی با او چو او در عالم جان آی. سعدی. پنجهٔ دیو به بازوی ریاضت بشکن کین به سرپنجگی ظاهر جسمانی نیست. سعدی.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید