معنی جسرگ
6 بازدید
[ جَ رَ ] (اِ مرکب) در تداول، جنبیدن رگ. جستن رگ. و این در مچ دست است. نبض. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جسرگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رگ» برای سرودن شعر