معنی واژه جسته گریخته
4 بازدید
[ جَ تَ / تِ گُ تَ / تِ ] (ق مرکب) ندرتاً. گاهگاه. اتفاقی. بندرت. کم. اندک. قلیل. تک تک. گاهگاهی. گاهی دون گاهی. گاهی گاهی. نادراً. جسته جسته. (از یادداشت مؤلف): جسته گریخته شنیده میشد که...