معنی جست

معنی واژه جست

21 بازدید
[ جَ ] (مص مرخم، اِمص) جهیدن. (شرفنامه). جهش. پریدن. (از فرهنگ فارسی معین). جَستن : گورجست و گاوپشت و گرگ ساق و گرگ پوی تیزگوش و رنگ چشم و شیردست و پیل پای. منوچهری. شیر از درد و خشم یک جست کرد چنانکه بقفای پیل آمد. (تاریخ بیهقی ص ۱۲۱). در یکی زاویه بحال و بجست تا سحرگاه نعره از کاغک.حقیقی صوفی. مسلم جوان راست بر پای جست که پیران برند استعانت بدست.سعدی. - جست و خیز؛ جستن و خیز برداشتن. پرش. (از فرهنگ فارسی معین). || فرار کردن. گریختن. (از فرهنگ فارسی معین): نگه کرد بیژن درفشش بدید بدانست کو جست خواهد گزید.فردوسی. || رها شدن. خلاص شدن. (از فرهنگ فارسی معین).
[ جُ ] (مص مرخم، اِمص) جُستن. تفحص کردن. جست و جو. (از فرهنگ فارسی معین). تفحص و تجسس و بحث. طلب. کاوش. تفتیش : ترا گر بدی فر و رای درست ز البرز شاهی نبایست جست.فردوسی. شکست آمد از ترک بر تازیان ز جست فزونی برآمد زیان.فردوسی. مرد دین تا بجست دینار است همچو ناقه درست بیمار است.سنائی. زار مانده ست مرده ای دنیا نکند جست را کری دنیا.سنائی. بسا که از پس جست جهان چون پرگار چو دایره همه تن گشته بود زنارم.؟ || نام علمی است که شعبه ای از جدل باشد. ابن خلکان گوید: کان اماماً فی فن الخلاف خصوصاً الجست و هو اول من افرده بالتصنیف. (از دزی ج ۱).
[ ] (اِ) اسم هندی روی است که به عربی شبه نامند. (فهرست مخزن الادویه). روح توتیا.
[ جَ ] (اِ) در جنگل شناسی به جوانه ها که روی ریشهٔ درخت ها و درختچه ها میروید گفته میشود و آنرا ریشه جوش نیز گویند. برای تفصیل بیشتر رجوع به کتاب جنگل شناسی تألیف کریم ساعی ج ۱ ص ۷۰، ۷۱، ۷۲ و ۷۵ شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید