معنی جسامت
4 بازدید
[ جَ مَ ] (ع مص) تناور شدن. (از اقرب الموارد). تناور گردیدن و کلان شدن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). جَسامَة. رجوع به این کلمه شود: امرأة مبتلة؛ زن جمیله و زن تمام خلقت میانه جسامت. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جسامت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر