معنی جسام
3 بازدید
[ جِ ] (ع ص، اِ) جِ جَسیم و جَسیمه، بمعنی بزرگ و تناور. (ناظم الاطباء). جِ جسیم، بمعنی بزرگ و تناور. (آنندراج). جِ جسیمه مؤنث جسیم، بمعنی بزرگ و تناور. (از منتهی الارب). جِ جسیم و جسیمه، بمعنی بزرگ جسم و تن کلان. (از اقرب الموارد).[ جُ ] (ع ص) تناور. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). بزرگ تناور. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تن بزرگ و کلان جسم. (از اقرب الموارد). جَسیم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «جسام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر