معنی جز ناصیةالاسیر
6 بازدید
[ جَ زْ زُ یَ تِلْ اَ ] (ع اِ مرکب) بریدن موهای ناصیهٔ اسیر. قلقشندی آرد: از سنت های بلاگونهٔ عرب در جاهلیت اینکه، چون مردی را به اسارت میگرفتند، سپس میخواستند بر او منت نهند و آزادش سازند، موهای ناصیهٔ وی را می بریدند و آنرا در تیردانی چرمین قرار میدادند. (از صبح الاعشی ج ۱ ص ۴۰۸). آلوسی آرد: از قواعد مذهبی عرب جاهلی اینکه، چون میخواستند بر اسیری که از اشراف بود رحمت آرند، موهای جلو سر او را می تراشیدند و آزادش میساختند و مرد آزادشده آنرا نگه میداشت و به آن افتخار میکرد. و چه بسا اتفاق می افتاد که با اسیرانی که از اشراف هم نبودند این عمل را انجام میدادند و آزادشده آنرا مایهٔ افتخار خود میدانست. (از بلوغ الارب ج ۳ صص ۱۵ -۱۷): جززنا نواصی فرسانهم و کانوا یظنون ان لاتجزا. (از صبح الاعشی). و اذ جزت نواصی آل بدر فأدوها و اسری فی الوثاق.(از بلوغ الارب). عظمت دسیعته و فضله جزالنواصی من بنی بدر.(از بلوغ الارب).
کلمات همقافیه با «جز ناصیةالاسیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر