معنی جزین
7 بازدید
[ جِ ] (اِخ) قریهٔ بزرگی است نزدیک اصفهان. این قریه باطراوت است و درختان و آب فراوان و جامع و منبر دارد. و مقبرهٔ مظفربن زاهد در آنجا است. (از معجم البلدان).[ جُ زَ ] (اِخ) بنا به گفتهٔ حافظ ابوعبداللََّه بن النجار از قرای نیشابور است. (از معجم البلدان).[ جَ ] (اِخ) مرکز دهستان میان تکاب از بخش سجستان شهرستان گناباد محسوب میشود. آب آنجا از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و ارزن و زیره و شغل اهالی زراعت و مالداری است و مزارع چاه قندی، چاه قند خشک، لیئوم، میمنگ، بلندر، سیار و امیرآباد از توابع این ده است و در حوالی این آبادی سرب و فیروزه کشف شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ جَ ] (اِخ) از توابع فردوس (تون) است.[ جِ زْ زی ] (اِخ) قریه ای از قرای جبل عامل است و ابوعبداللََّه محمدبن الشیخ جمال الدین مکی بن الشیخ شمس الدین محمدبن حامدبن احمد النبطی از آنجا است. و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «جزین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر