معنی جزیری
6 بازدید
[ جَ ری ی ] (ص نسبی) نسبت است به جزیرةالخضراء اندلس. (از منتهی الارب) (از انساب سمعانی). منسوب بودن کلمه بدین صورت غیرقیاسی است و صحیح آن مطابق قاعده جزری است ولی بصورت فوق متداول و مستعمل است. (از لباب الانساب).[ جَ ری ی ] (ص نسبی) نسبت است به جزیرةالفیل از اعمال مصر که دانشمندانی از آن برخاسته اند. (از الاعلام زرکلی). و رجوع به جزیری عبدالقادربن محمدبن عبدالقادر شود.[ جَ ] (اِخ) حسن. او راست: تنبیه الغلام لشیم الکرام. (از معجم المطبوعات).[ جَ ] (اِخ) عبدالقادربن محمدبن عبدالقادربن محمد انصاری. وی فاضل و متتبع و از اهل مصر بود و بسال ۸۸۰ هـ . ق. به دنیا آمد و در سال ۹۷۷ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱ -دررالفوائد المنتظمة فی اخبار الحاج و طریق مکة المعظمة. ۲ -عمدة الصفوة فی حل القهوة. ۳ -مجموعه ای است که اشعار و مراسلات و فوائدی در آن گرد آمده است. و این کلمه منسوب است به جزیرةالفیل در مصر. (از اعلام زرکلی).[ جَ ] (اِخ) وزیر عبدالملک بن ادریس مکنی به ابومروان و معروف به ابن الجزیری. منسوب است به جزیرةالخضراء اندلس بر خلاف قیاس و صورت صحیح قیاسی آن جزری است. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «جزیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر