معنی جزیرهٔ مصر
5 بازدید
[ جَ رَ یِ مِ ] (اِخ) محله ای است به فسطاط (مصر) و بدان جهت آنرا جزیره گویند که رود نیل هنگام مد اطراف آنرا با آب احاطه میکند و از فسطاط جدا میسازد. این محل را بازار و جامع و منبر است و از تفرجگاههای مصریان محسوب میشود، زیرا باغ و بستان فراوان دارد و وصف آن در اشعار عرب فراوان آمده از جمله ابیات زیر است از علی بن محمد دمشقی معروف به ساعاتی : ما انس لا انس الجزیرة ملعباً للانس تألفه الحسان الخرد یجری النسیم بغصنها و غدیرها فیهز رمح او یسل مهند و یزین دمع الطل کل شقیقة کالخد دبَّ به عذار اسود. و همو گفته است : و لقد نزلت من الجزیرة منزلاً شمع السرور بمثله یتجمع خضل الثری ندیت ذیول نسیمه فالمسک من اردانه یتضوع. (از معجم البلدان). رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «جزیرهٔ مصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر