معنی جزیرهٔ قشم

معنی جزیرهٔ قشم

4 بازدید
[ جَ رَ یِ قِ ] (اِخ) این جزیره در سی هزارگزی جنوب بندرعباس واقع شده و از بزرگترین و مهمترین جزایر خلیج فارس است و از قریهٔ قشم تا باسعید به طول ۱۴۴ هزار گز و عرض ۱۸ هزار گز امتداد دارد و محصول آن غلات و نخل است. رودخانه بهیچ وجه ندارد و چشمهٔ آب نیز نادر است. اهالی از آب چاه و آب باران زندگی و زراعت میکنند و محصول آن عموماً دیم و بیشتر گندم و جو و بخصوص انگور است. مرکز آن قصبهٔ قشم است که ۸۰۰ تن سکنهٔ ایرانی و عرب و هندی دارد. این جزیره از حیث معادن غنی است. (از جغرافیای غرب ایران ص ۱۲۰).

کلمات هم‌قافیه با «جزیرهٔ قشم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید