معنی جزیرهٔ ابن عمر
4 بازدید
[ جَ رَ یِ اِ نِ عُ مَ ] (اِخ) شهریست شمالی موصل که آب دجله آنرا از سه طرف محیط است بر شکل هلال. (از منتهی الارب). شهر مهم جزیره در شمال فیسابور واقع بود که آنرا بنام بانی آن ابن عمر از طایفهٔ بنی تغلب «جزیرهٔ ابن عمر» میخواندند و رود دجله بقول یاقوت از همه طرف جز از یک ناحیه بشکل نیمدائره آنرا احاطه کرده بود و بعد در آن یک ناحیه نیز خندقی عمیق و پرآب حفر کردند. (از سرزمینهای خلافت شرقی ص ۱۰۱). شهرکی است [ از جزیره ] با درختان و آبهای روان و بر کران دجله نهاده است. (از حدود العالم). و برای تفصیل بیشتر رجوع به معجم البلدان و نزهة القلوب ج ۳ ص ۱۰۳ و ۱۹۳ و تاریخ کرد و کامل ابن اثیر ج ۱۰ و قاموس الاعلام ترکی و شدالازار ۳۴۹ و خاندان نوبختی ص ۲۲۴ و تاریخ مغول ص ۴۸۱ شود.
کلمات همقافیه با «جزیرهٔ ابن عمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر