معنی جزیرة الذهبیة
5 بازدید
[ جَ رَ تُذْ ذَ هَ بی یَ ] (اِخ) یکی از جزایر دریای اعظم، گرد او مقدار سیصد فرسنگ است و اندرو معدنهای زرست و آبادانی بسیار است و مردمان او را زنگیان واق واقی خوانند و همه برهنه اند و مردم خوار و بازرگانان چینستان بسیار آنجا روند و آهن برند و طعام به ایشان فروشند بزر به اشارت بی آنکه با یکدیگر سخن گویند. (از حدود العالم چ دانشگاه ص ۱۸).
کلمات همقافیه با «جزیرة الذهبیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر