معنی جزیرةالعرب

معنی جزیرةالعرب

5 بازدید
[ جَ رَ تُلْ عَ رَ ] (اِخ) جایگاههای عربها. آنرا جزیره بدان جهت نام کردند که خلیج فارس و دریای سودان از دو سوی آنرا احاطه کرده اند و دجله و فرات بجانب شمال آن قرار دارد و آن سرزمین اعراب و منشأ آنهاست. (از تاج العروس). یاقوت حموی آرد: دربارهٔ حدود این جزیره اختلاف است و بهترین اقوال گفتهٔ ابوالمنذر هشام بن محمدبن السائب بنقل از ابن عباس است. وی گوید: عرب جزیرهٔ خود را به پنج ناحیه تقسیم کرده اند. هم او گوید: بلاد عرب را بدان جهت جزیره نام کردند که رودخانه ها و دریاها از هر سوی آنرا احاطه کرده اند و بصورت جزیره ای درآمده که در دریا قرار دارد، بدین ترتیب که فرات از جانب روم در ناحیهٔ قنسرین سر برآورده، سپس به اطراف جزیره و سواد عراق سرازیر شده و در نواحی بصره به دریا میریزد و از آنجا به آبادان امتداد می یابد و سپس بجانب مغرب متمایل و بسوی شیخ نشین های عربی کشیده میشود و بهمین طریق اطراف شبه جزیرهٔ عربستان به آبهایی احاطه میشود. هم او گوید: سرزمین بلاد عربی که در آن اقامت گزیده و به توالد پرداختند به پنج قسمت تقسیم شده که عبارتند از: تهامه، حجاز، نجد، عروض و یمن که ذکر آنها بدین صورت در اخبار و اشعار عرب بکرات آمده است و اصمعی گوید: جزیرةالعرب به چهار قسمت تقسیم شود: یمن، نجد، حجاز و غور که تهامه باشد. پس حجاز و توابع آن و تهامه و یمن و سبا و احقاف و یمامه و الشجر و هجر و عمان و طائف و نجران و حجر و دیار ثمود و بئر معطله و قصر مشید و ارم ذات العماد و اصحاب اخدود و دیار کنده و جبال طی و آنچه میان این نقاط است، جزیرةالعرب باشد. (از معجم البلدان). و قاضی صاعد اندلسی آرد: بلاد عرب معروفند به جزیرةالعرب و بدین اسم نامیده شده اند، زیرا که دریا از سه طرف به آنها محیط است: از طرف مغرب خلیج جده و جار و ایله و قلزم که از دریای بزرگ زنگبار خارج شده و از طرف جنوب بحر عدن که همان دریای بزرگ (اقیانوس کبیر) و از مشرق خلیج عمان و بحرین و بصره و خاک ایران بر آن احاطه دارد، اما شمال جزیرةالعرب به بلاد شام و قسمت جنوبی بلاد آن مابین حجر (بلاد ثمود تا دومةالجندل) و بلاد متصل به آن از شهرهای مشرف بر سماوه منتهی میگردد. جزیرةالعرب بر چهار مملکت بزرگ تقسیم شده که عبارتند از: حجاز و نجد و تهامه و یمن و مسافت جزیرةالعرب طولاً میان عدن و اطراف شام قریب چهل منزل و مسافت آن عرضاً مابین ساحل بحر ایله و جار و جده و میان عذیب و بلاد متصل به مزرع عراق بیست وپنج منزل است. (از طبقات الامم اندلسی ص ۲۰۱ ضمیمهٔ گاهنامه). مؤلف تاریخ اسلام آرد: شبه جزیرهٔ بزرگی است به مساحت تقریباً سه ملیون کیلومتر مربع واقع در منتهی الیه جنوب غربی آسیا. از غرب محدود است به خلیج عقبه و دریای سرخ (دریای قلزم) و از شرق به خلیج عمان و خلیج فارس و خاک عراق و از جنوب به خلیج عدن و دریای عمان. در شمال عربستان بیابان پهناور یکنواختی است که از یک طرف به درهٔ فرات و از طرف دیگر به سوریه و فلسطین اتصال می یابد و مرز طبیعیی از قبیل رود و کوه در آن نیست و بدین جهت جغرافی نویسان از قدیم و جدید در باب حد شمالی اختلاف داشته اند، بعضی آنرا خطی ممتد از ساحل مدیترانه تا لب رود فرات فرض کرده اند و برخی کمتر یا بیشتر و در تحولات سیاسی که پس از جنگ بین المللی اول رخ داد عربستان از طرف شمال به اردن و عراق محدود شده و اتصال آن به مدیترانه و فرات بریده شده است. (از تاریخ اسلام فیاض ص ۲). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و نخبةالدهر دمشقی و الحلل السندسیة و فهرست آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «جزیرةالعرب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید