معنی جزیر

معنی جزیر

4 بازدید
[ جِ ] (معرب، اِ) معرب گِزیر بمعنی حارس و پاسبان. (از حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به گِزیر شود.
[ جَ ] (ع اِ) به لغت اهل سواد شخصی که اهل قریه از طرف خود برای مهمانی کسی که از طرف سلطان آید مقرر کنند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد) (از متن اللغة): اذاما رأونا قلسوا من مهابةٍ و یسعی علینا بالطعام جزیرها. (از ذیل اقرب الموارد از لسان).
[ جَ ] (از ع، اِ) مأخوذ از تازی که در شعر فارسی بمعنی جزیره بکار رفته است : که خوانند برطائل او را بنام جزیری همه جای شادی و کام. اسدی (گرشاسبنامه ص ۱۴۹). وز آنجا سپه برد زی زنگبار بشد تا جزیری به دریاکنار.(گرشاسب نامه). پر از کوه و بیشه جزیری فراخ درختش همه عود گسترده شاخ. (گرشاسب نامه). برفتند و آمد جزیری پدید که آنجا بجز اژدها کس ندید. (گرشاسب نامه). جزیری ز بس بیشه نادیده مرز مر او را بسی مردم کشتورز. (گرشاسب نامه). همان روز کردند از آن کُه گذر رسیدند نزد جزیری دگر.(گرشاسب نامه).
[ جِ زْ زی ] (ع ص، اِ) شترکُش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از تاج العروس). جَزّار. جازِر. (تاج العروس). رجوع به کلمات مزبور شود.

کلمات هم‌قافیه با «جزیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید