معنی جزک
10 بازدید
[ ] (اِ) جبار. (مهذب الاسماء). و آن حرارتی باشد که در سینه پدید آید از خشم یا گرسنگی.[ جَ زَ ] (اِ) نام علتی و مرضی است که مرغان و پرندگان را پیدا شود و آن آن است که از بیخ پر ایشان تا به استخوان سوراخ گردد. (برهان) (آنندراج). بیماریی مر پرندگان را که از بیخ پرشان تا به استخوان سوراخ گردد. (ناظم الاطباء). نام مرض است که مرغان را پیدا شود و آن چنان باشد که بن پر سوراخ شود و به گوشت رسد. (از جهانگیری).[ ] (اِخ) یا جزیک. از توابع طبس مسنا از محالات قاینات و قدیم النسق است. از آب قنات مشروب میشود. هوایش گرم است. قریب یک هزار و پانصد و پنجاه نفر جمعیت دارد. (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۲۶).
کلمات همقافیه با «جزک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زک» برای سرودن شعر