معنی جزو اصل
4 بازدید
[ جُ زْ وِ اَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پاره ای از اصل. بخشی از تمام. || به اصطلاح منجمان، اول درجهٔ حمل. (آنندراج) (بهارعجم): به جزو اصل رسید آفتاب بر گردون به خانهٔ نهمین آفتاب هفت اقلیم. انوری (از بهارعجم).
کلمات همقافیه با «جزو اصل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صل» برای سرودن شعر