معنی جزوع
4 بازدید
[ جَ ] (ع ص) ناشکیبا و زاری کننده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). ناشکیبا. (دهار) (مهذب الاسماء). بسیار جزع کننده. بی شکیبا. بسیار بی تابی کننده. بسیار ناشکیبایی کننده. (یادداشت مؤلف): و ذوالصبر محمود علی کل حاله و کل جزوع فی الانام ملوم. ابوالعباس صفری. جازِع. جَزُع. جَزِع. (متن اللغة) (منتهی الارب). رجوع به کلمات مزبور شود.[ جُ ] (ع مص) ناشکیبائی کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). جَزَع. (از متن اللغة) (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جزوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر