معنی جزور
5 بازدید
[ جَ ] (ع ص، اِ) شتر کشتنی و مؤنث و مذکر در آن یکسان است یا خاص ناقهٔ مجزوره است. و لفظ آن مؤنث است هرچند مقصود مذکر باشد. تقول: هذه الجزور. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شتر کشتنی. (دهار). خصوص شتر که مؤنث و مذکر در آن یکسان است و لفظ آن مؤنث است چنانکه گویند: «رعت الجزور». و صغانی گوید: جزور ناقهٔ کشتنی است. (از اقرب الموارد). ناقهٔ مجزوره که مؤنث و مذکر در آن یکسان است یا شتر یا یک رأس شتر، نر باشد یا ماده. (از متن اللغة). اشتر کشتنی. (مهذب الاسماء). ج، جَزائِر، جُزُر، جُزُرات. (منتهی الارب) (متن اللغة) (اقرب الموارد). || گوسپند کشتنی. جَزَرَة، یکی آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). || جِ جَزرَة. (از متن اللغة) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). || شتری که پنج سال گذاشته و به ششم درآمده است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جزور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر