معنی جزنق

معنی جزنق

5 بازدید
[ جَ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کزاز سفلی از بخش سربند از شهرستان اراک. رودخانهٔ کزاز و طوره از آنجا میگذرد و محصول آن غلات، چغندر قند و انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری است و ۷۹۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ جَ نَ ] (اِخ) شهرکی است آبادان به آذربایجان بنزدیک مراغه. آثار باستانی از اکاسره (ساسانیان) و آتشکده ای در آن بلده وجود دارد. (از معجم البلدان). این بلده که به فارسی گزن و گنگ و به یونانی گنزکا یا گادزاکا یا گادزا است و جغرافی نویسان عرب آن را جزن و جزنق نامیده اند، محل آتشکدهٔ بزرگ آذرگشسب است که بمعنی آتش اسب فحل و آتشی خاص سواران و جنگیان بوده است و در اینکه محل آن کجا بوده اختلاف است و یاقوت محل آنرا جزنق و گزن ذکر کرده و بنای آنرا به کیخسرو منسوب داشته است. رجوع به کلمهٔ گزن در این لغت نامه و معجم البلدان ذیل کزنا و حاشیهٔ ص ۳۵ تاریخ سیستان و مزدیسنا ص ۲۰۳ و ۲۰۶ و یشتها ج ۲ ص ۲۴۱ و مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۲۶ شود.

کلمات هم‌قافیه با «جزنق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید