معنی جزم کردن
5 بازدید
[ جَ کَ دَ ] (مص مرکب) نیت استوار کردن. قطع کردن. دل نهادن بر: عزم کردم و نیت جزم که بقیت عمر فرش هوس درنوردم. (گلستان). رجوع به جزم شود.
کلمات همقافیه با «جزم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر