معنی جزعکنان
5 بازدید
[ جَ زَ کُ ] (نف مرکب، ق مرکب) در حال جزع. در حال فریاد و فغان کردن. بیتابی کنان. زاری کنان : چون کوه به کوه و دشت بر دشت گریان و جزع کنان همی گشت.نظامی. و رجوع به جزع و جزع کردن شود.
کلمات همقافیه با «جزعکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر