معنی جزعرنگ
6 بازدید
[ جَ رَ ] (ص مرکب) همرنگ جزع. برنگ مهره : ز سُمّ گوزنان زمین جزع رنگ وشی گشته ریگ و شخ از خون رنگ. اسدی (گرشاسب نامه).
کلمات همقافیه با «جزعرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر