معنی جزر ماندن
5 بازدید
[ جَ دَ ] (مص مرکب) در جزر ماندن دریا؛ بازگشتن و فرورفتن آب آن. به مجاز، به بالا بازنگشتن : گر یک کف خاک من به دریا ریزند در جزر بماند و دگر مد نکند. مسیح کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جزر ماندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر