معنی جزری

معنی جزری

5 بازدید
[ جَ زَ ] (ص نسبی) نسبت است به جزیرهٔ قور.
[ جَ زَ ] (ص نسبی) نسبت است به جزیره یعنی بلاد موصل و سنجار و حران و الرها و رقه و رأس عین و آمِد و میافارقین و دیاربکر و آنها را بدانجهت که بین دجله و فرات قرار دارند جزیره گویند و تاریخ آنرا گرد آورده اند و جمعی از رجال بدانجا منسوبند از جمله عبدالکریم بن ابی مخارق و صالح بن محمد جزره و جمعی دیگر. (از لباب الانساب). || این کلمه نیز نسبت است به جزیرهٔ ابن عمر که شهریست معروف در سه منزلی موصل که دجله از سه طرف بشکل هلال آنرا احاطه کرده و یک طرف دیگر نیز با ایجاد خندقی پرآب شده و به جزیره معروف شده است. (از لباب الانساب) (از ریحانة الادب).
[ جَ زَ ] (اِخ) شیخ محمدبن محمد. او راست: طبقات القراء. و این دو کتاب است، کبری و صغری، اولی موسوم به «النهایة»، و دومی موسوم به «غایة النهایة» است. وی کتابهایی را که در این باره تألیف شده بود جمع آوری میکرد و بسال ۸۳۳ هـ . ق. درگذشت. از اوست: التعریف بالمولد الشریف. و مختصر آن بنام «عرف التعریف». (از کشف الظنون). و رجوع به ص ۸۵، ۸۷، ۱۳۷، ۱۴۵، ۲۰۴ و ۲۴۲ شدالازار شود.
[ جَ زَ ] (اِخ) صالح بن محمدبن عمرو، ملقب به جزرة و مکنی به ابوعلی حافظ. (از لباب الانساب). و رجوع به جزرة شود.
[ جَ زَ ] (اِخ) عبدالکریم بن ابی مخارق. رجوع به لباب الانساب شود.
[ جَ زَ ] (اِخ) علی بن ابی الکرم محمد ملقب به عزالدین و مکنی به ابن الاثیر و ابوالحسن. وی از اجلهٔ علمای شافعی در حدیث و تاریخ و ادب بود و بسال ۵۵۵ هـ . ق. در جزیرهٔ ابن عمر از مضافات موصل بدنیا آمد و تحصیلات خود را نزد اکابر به پایان رساند و در عصر خویش از مشاهیر محدثان و علوم تاریخ و انساب و سیر و وقایع و ایام (حروب) گردید. از تألیفات اوست: ۱ - اُسْدالغابة فی معرفةالصحابة. در این کتاب شرح حال هفتهزاروپانصد تن از اصحاب آمده است. ۲ -تاریخ اتابکان موصل. ۳ - تحفة العجائب و طرفة الغرائب. ۴ -المجامع الکبیر فی علم البیان. ۵ -کامل التواریخ. ۶ - اللباب فی معرفةالانساب. (از ریحانة الادب). و رجوع به ابن اثیر شود.
[ جَ زَ ] (اِخ) عمربن محمد مکنی به ابوالقاسم. او راست: شرح مشکلات کتاب «المهذب فی الفروع» تألیف امام شیخ ابواسحاق ابراهیم بن محمد شیرازی فقیه شافعی معروف متوفی ۴۷۶ هـ . ق. (از کشف الظنون).
[ جَ زَ ] (اِخ) عمربن محمدبن احمدبن عکرمه مشهور به ابن البزری و ملقب به زین الدین و جمال الاسلام و مکنی به ابوالقاسم. وی از اکابر فقهای شافعی و مفتی جزیرهٔ ابن عمر بود. رجوع به ابن بزری در همین لغت نامه و ریحانة الادب شود.
[ جَ زَ ] (اِخ) مبارک بن ابی الکرم محمدبن محمد ملقب به مجدالدین و مکنی به ابوالسعادات. وی از دانشمندان تاریخ و ادب و حدیث و معروف به ابن اثیر بود. رجوع به ابن اثیر در همین لغت نامه و ریحانة الادب شود.
[ جَ زَ ] (اِخ) محمدبن ابراهیم بن ابی بکربن ابراهیم بن عبدالعزیز دمشقی ملقب به شمس الدین و مکنی به ابوعبداللََّه. از مورخان بود و در دمشق بسال ۶۵۸ هـ . ق. بدنیا آمد و بسال ۷۳۹ هـ . ق. در همانجا درگذشت. او راست: حوادث الزمان و ابنائه، و وفیات الاکابر و الاعیان من ابنائه. و با اینکه صاحب ترجمه خود صدوق و سلیم النفس و خوشرو بود در کتاب تاریخ وی عجائب و غرائب بسیار دیده میشود. (از اعلام زرکلی). و رجوع به معجم المطبوعات شود.
[ جَ زَ ] (اِخ) محمدبن محمد بجلی مکنی به ابوالمؤید و متخلص و مشهور به عنتری. شهرت وی به عنتری از آن جهت بود که در بدایت حال نزد عنترةبن عیسی یکی از اجلهٔ فقها تلمذ کرد و به احترام استاد خود را بدو منتسب ساخت. صاحب ترجمه از دانشمندان بزرگ طب و فلسفه و ادب بود و در عصر خود سرآمد اکابر قوم بشمار می رفت و در علوم فلسفی و فنون ادبی و صنایع طبی کم نظیر بود. او ابتدا در بغداد به طبابت اشتغال داشت و پس از چهل سالگی شغل طبابت را ترک گفت و از مردمان دوری گزید و در جزیرهٔ ابن عمر متوطن گردید و به تدریس طب و فلسفه همت گماشت و تألیفاتی سودمند بیادگار گذاشت. از آنجمله است: ۱ - اقرابادین یا قرابادین کبیر. ۲ -تذکار الفضلاء و الحکماء و نزهة الحیاة الدنیا. ۳ -رسالة حرکةالعالم. ۴ -رسالة الشعری الیمانیة الی الشعری الشامیة. ۵ -رسالة العشق الالهی و الطبیعی. ۶ -رسالة الفرق مابین الدهر و الزمان و الکفر و الایمان. ۷ -دیوان الاشعار. ۸ -النور المجتنی من روض الندماء. و نیز سخنان و اشعار حکمت آمیز بسیار از او منقول است از جمله اشعار او در احکام طب که برخی گویندهٔ آنرا ابن بطلان گفته اند ولی درست تر آن است که اشعار از جزری صاحب ترجمه است، اینک چند بیتی از آن: احفظ بنی وصیتی و اعمل بها فالطب مجموع بنص کلامی قدم علی طب المریض عنایة فی حفظ قوته مع الایام بالشبه یحفظ صحة موجودة و الصد فیه شفاء کل سقام. سال وفات وی بدست نیامد ولی مسلم است که در عصر سرسلسلهٔ اتابکان موصل و حلب (۵۲۱ -۵۴۰ هـ . ق.) در بغداد میزیسته است. (از ریحانة الادب).
[ جَ زَ ] (اِخ) محمدبن محمد شافعی قاری ملقب به شمس الدین. وی از متأخران قراء و محدثان عامه بود و در فن خود فضل و تبحر داشت. در بعضی از کتب نیز ذکر او آمده و در پاره ای از موارد بوصف «صاحب اربعین» ذکر گردیده است. او قراآت قرآن مجید را از جمع کثیری اخذ کرد و در سال ۹۶۹ هـ . ق. تمام قرآن را نزد ابوعبداللََّه شمس الدین محمدبن عبدالرحمان بن علی حنفی یک بار با قراآت سبعه و بار دیگر با قراآت عشره خوانده است. بنا به نوشتهٔ بعضی سلسلهٔ مشایخ قرائت او به حضرت علی (ع) میرسد ولی بنظر مستبعد است. سال وفاتش معلوم نشد. (از ریحانه الادب).
[ جَ زَ ] (اِخ) محمدبن محمدبن عطاف موصلی مکنی به ابوالفضل. فقیه و محدث صالحی بود. وی در ذیقعدهٔ ۴۶۴ هـ . ق. در جزیرهٔ ابن عمر بدنیا آمد و در شوال ۵۳۴ هـ . ق. در بغداد درگذشت. سمعانی روایت بسیار از او دارد. (از لباب الانساب).
[ جَ زَ ] (اِخ) محمدبن محمدبن محمدبن علی بن یوسف یا محمدبن محمدبن محمدبن علی بن یوسف شافعی دمشقی ملقب به شمس الدین و مکنی به ابوالخیر. وی عالمی فاضل و قاریی متبحر و از مشاهیر محدثان و مورخان و متکلمان عامه در قرن نهم بود، و در سیزده سالگی قرآن مجید را از بر داشت و قراآت سبع را فراگرفت و مدتی به فراگرفتن حدیث پرداخت و در نوزده سالگی به قاهره رفت و قراآت سیزده گانهٔ قرآن را با مهارتی بسزا فراگرفت، و سپس به دمشق برگشت و فقه و حدیث آموخت، و دوباره برای فراگرفتن علم بلاغت و اصول فقه به قاهره رفت و از ابوالفداء و ضیاءالدین و شیخ الاسلام بلقینی اجازهٔ فتوی گرفت و در ۷۹۳ هـ . ق. بمنصب قضاء دمشق منصوب شد، و در سال ۷۹۷ هـ . ق. از طرف سلطان بایزید به مدرسی سمرقند برگزیده گشت، و در آنجا با میرسیدشریف جرجانی ملاقات کرد، و پس از آن مسافرتهایی به اطراف کرد و در آخر به مقام قضای شیراز منصوب گردید، و بسال ۸۳۳ یا ۸۳۴ هـ . ق. در همانجا درگذشت. او راست: ۱ -التاریخ. ۲ -التمهید فی التجوید. ۳ -الحصن الحصین من کلام سیدالمرسلین. این کتاب در ادعیه و اوراد و اذکار است و مؤلف بسال ۷۹۱ هـ . ق. از تألیف آن فراغت یافته، و در مصر بچاپ رسیده است. و خود وی شرحی بنام مفتاح الحصن بر آن نوشته و نیز آنرا تلخیص کرده و بنام عدةالحصن خوانده است. ۴ -الدرة المضیئة فی قراآت الائمة المرضیة. این تألیف تکملهٔ قصیدهٔ شاطبیه و به همان وزن و قافیه است و جمعاً ۲۴۱ بیت دارد و در قاهره به چاپ رسیده است. ۵ -ذات الشفاء فی سیرة النبی و الخلفاء. ۶ -ذیل مرآة الزمان که ظاهراً همان کتاب فوق است. ۷ -الزهر الفائح فی ذکر من تنزه عن الذنوب و القبائح. این کتاب در قاهره به طبع رسیده است. ۸ -شرح الحصن الحصین که مذکور افتاد. ۹ -طیبات النشر فی القراآت العشر. این کتاب منظومه ای است دارای هزار بیت در شرح قراآت ده گانهٔ قرآن و در قاهره بطبع رسیده است. ۱۰ - عدةالحصن که ذکر شد. ۱۱ -عقداللآلی فی الاحادیث المسلسلة الموالی. ۱۲ -کفایة الالمعی فی آیة: یا ارض ابلعی. ۱۳ -مفتاح الحصن. ۱۴ -المقدمة الجزریة. این کتاب شامل صدوده بیت و در احکام تجوید است و در مصر و تبریز به طبع رسیده است. ۱۵ - منظومه ای در هیئت، حاوی ۵۲ بیت. ۱۶ - النشر فی القراآت العشر که بظاهر همان کتاب طیبات مذکور در فوق است. ۱۷ -الهدایة الی معالم الروایة. ۱۸ -هدایة المهرة فی زیادة العشرة. نام و نسب و تاریخ درگذشت همانست که ذکر شد ولی بعضی از ارباب تراجم را در این خصوص اشتباه دست داده است. (از ریحانة الادب).
[ جَ زَ ] (اِخ) محمدبن نصراللََّه بن ابی الکرم محمد ملقب به شرف الدین. از دانشمندان ادب بود، و تألیفاتی به نظم و نثر داشت. و بسال ۶۲۲ هـ . ق. در سی وهفت سالگی درگذشت. (از ریحانة الادب).
[ جَ زَ ] (اِخ) محمدبن یوسف بن عبداللََّه بن محمود مکنی به ابوعبداللََّه و ملقب به شمس الدین. خطیب و فقیه شافعی است. او راست: ۱ -دیوان شعر و خطب. ۲ -شرح منهاج البیضاوی. ۳ -شرح الفیة ابن مالک. وی بسال ۶۳۷ هـ . ق. بدنیا آمد و در ۷۱۱ هـ . ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی).
[ جَ زَ ] (اِخ) نصراللََّه بن ابی الکرم محمد مکنی به ابوالفتوح و ملقب به ضیاءالدین. از دانشمندان تاریخ و ادب و حدیث و جز آن بود. رجوع به ابن اثیر در همین لغت نامه و ریحانة الادب شود.

کلمات هم‌قافیه با «جزری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید