معنی جزب
6 بازدید
[ جِ ] (ع اِ) بهره. (منتهی الارب) (آنندراج). بهره و نصیب. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بهره و لغتی است در جِزْم. ج، اَجْزاب. (از متن اللغة).[ جُ ] (ع اِ) بندگان. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). یقال: له جزب کثیر؛ ای عبید. و این کلمه اسم جمع است و لفظ مفرد ندارد. (از اقرب الموارد).[ جُ زُ ] (اِخ) (ذو...) از قرای ذمار است به یمن. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جزب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زب» برای سرودن شعر