معنی جزایرچیباشی
6 بازدید
[ جَ یِ ] (حامص مرکب) منصب فرمانده جزایرخانه. رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ص ۴۵، ۴۶ و ۴۹ شود.
کلمات همقافیه با «جزایرچیباشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر