معنی جزایر

معنی جزایر

4 بازدید
[ جَ یِ ] (اِ) نام سلاح جنگ و آن بندوقی کلان باشد. (آنندراج): جزایرهای اژدردهان آتش بار را بر سر دست قرار داده به یک شلیک دود از نهاد زنبورک چیان برآورده، اکثری را هدف گلولهٔ جزایر نموده مابقی زنبورکچیان از شر گلولهٔ جزایر تاب مقاومت نیاورده فرار نمودند... ایرانیان به ضرب گلولهٔ جزایر و توپچیان به خالی کردن توپهای پی درپی... (از مجمل التواریخ گلستانه). و اهل قلعه از بروج توپ و تفنگ و جزایر و خمپاره مانند ستاره از هر طرف بر آنها میریختند. (تاریخ گلستان).
[ جَ یِ ] (ع اِ) جزائر. جِ جزیره. جزیره ها. خشکیهای محاط بر آب. (فرهنگ نظام) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). رجوع به جزائر و جزیره شود: جزایر ز کردار او در خروش جهانی ز دستش چو دریا بجوش.سعدی. || جِ جزور، بمعنی شتر کشتنی. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
[ جَ یِ ] (اِخ) (الـ ...) رجوع به الجزایر شود.

کلمات هم‌قافیه با «جزایر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید